تبليغاتX
ورای نظم و نثر
می تونین تشریف بیارین ....
در کوزه صدا بود شنیدم تشنه

از خواب ترک خورده پریدم تشنه

در کوزه کسی بود که می زد فریاد

من تشنه تر از آب ندیدم تشنه

+ نوشته شده در  84/09/09ساعت   توسط علیم   | 

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او

شد با شب و گریه رو به رو عاشق او

پایان حکایتم شنیدن دارد

من عاشق او بودم او عاشق او

+ نوشته شده در  84/09/09ساعت   توسط علیم   |