از خواب ترک خورده پریدم تشنه
در کوزه کسی بود که می زد فریاد
من تشنه تر از آب ندیدم تشنه
شد با شب و گریه رو به رو عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم او عاشق او
RSS